دستم را بگیر
می شود یکبار، فقط یکبار، برایم، از ته ِ دل، بخندی؟ از آوردن ِ هرگونه خوراکی: الف) اکیداً خودداری نمایید! شما راجع به ما چی فکر کردین؟؟ ب) با روی باز استقبال خواهد شد! ج) حرفش رو نزنید که ناراحت می شن! د) هیچکدام گزینه(ب) صحیح است! " انجمن دانشجویان ِ مانده در غربت " - تمرکز ندارم و کلی درس دارم برای خواندن و امتحان میان ترم دادن... - عنوان، بخشی از آهنگی است که وحید جون امشب برام آورد! و ربطی به نوشته ام نداره! کلا ً شما با یک نوشته ی بی ربط مواجه اید! - وقتی امشب، وحید و خانم عزیزش و مهمونشون( که اونم خانم بود)، برای دیدن من و آوردن چند فایل، به درگاه خوابگاه اومدن،من سیستم رو بردم پایین تا وحید فایل ها رو بریزه روش و تو این فاصله خواستم برم بالا تا فلاسکشون رو با آب جوش پر کنم که درحال عبور از در، توسط نگهبان، که داشت پشت سرم میومد،خفت شدم: - خانم؟! +بله؟!(با اخم) - این آقا کی هستن؟؟! +( متعجب، جاخورده و همچنان اخمو): برادرم هستن! - اونجا پارک کرده، چرا نیومده اینور ملاقات؟ - کامپیوتر مال کیه؟ مال شماست؟! +(درحالیکه دچار حس بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟شده ام،باز هم با اخم): مال من! -بفرمایید. توضیح:وحید توی ماشین مشغول کار با لپ تاپ بود و این آقا درحال عبور از کنار ماشین. هنوز کشف نکردم با پرسیدن اینکه کامپیوتر مال کیه، چه هدفی رو دنبال می کرد...
| Design By : Night Skin |

